کافه شعر - شعر عاشقانه
با تو بودن بخدا حس قشنگيست نرو
با تو شبهاي سياهم همه رنگيست نرو
تازه دل داشت خودش را بتو عادت ميـداد
بين دستِ من و تو مَعبر تنگيست نـرو
مطمئنم بِرَوي سقفِ دلم مي ريــــزد
راست مي گويمت اين خانه کلنـگيست نرو
جاي من نيستي و از دل من بي خبري
اين خدا حافظ تو نيز تفنگيست نرو
مانده ام تا چه بگويم که بماني نَرَوي
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۳ ساعت توسط
|