مثبت اندیشی

 

برخی از ما هرگز زندگی نمی کنیم،
بلکه همیشه در انتظار زندگی هستیم.
ما بجای اینکه همین امروز خوشحال باشیم، به امید یک آینده خوب و خوش نشسته ایم و به همین خاطر امروزمان را از دست می دهیم.
ما وقت بیشتر می خواهیم،
پول بیشتر می خواهیم،
شغل بهتر می خواهیم،
 بازنشستگی می خواهیم،
مسافرت و تعطیلات می خواهیم
و امروز برای همین از دست خواهد رفت.
 و ما به این مسئله اصلا توجهی نمی کنیم.

 مهم نیست در آینده چه چیزی پیش می آید.
اگر امروز می توانی غذا بخوری، از نور خورشید تابان لذت ببری و با دوستانت بگویی و بخندی پس خدا را شکر کن و از امروزت لذت ببر.
به خاطرات بد گذشته نگاه نکن.
و نگران آینده نباش.
تو فقط در این لحظه، از زنده بودن خود مطمئنی،
 پس این شانس بزرگ را از دست نده و قدر آن را بدان.

شب های قدر

 

امشب شب احیاست
 یک دانه ز تسبیح نماز سحرت را
یک بار به نام من محتاج بینداز
 شاید که همان دانه ی تسبیح دعایت
 یکباره بیفتد به دریای اجابت
التماس_دعا --_

داستان روانشناسی طنز

 

معلّمی وارد کلاس شد، تصمیم داشت از علم روانشناسی که آموخته بود استفاده کند.
پس رو به کودکان خردسال کرده گفت:
"هر کس که تصوّر می‌کند احمق است، برخیزد بایستد."
کسی تکان نخورد و جوابی نداد.
بعد از لحظاتی، کودکی برخاست. معلّم با حیرت از او پرسید، "تو واقعاً تصوّر می‌کنی احمقی؟"

کودک معصومانه گفت:
"خیر آقا؛ ولی دوست نداشتم شما تنها کسی باشید که ایستاده است!‎:P
بعله!
اینجا ایرانه ما اینجا از این قرتی بازیا نداریم

مثبت اندیشی

 


اگریک نفرمیتونه کاری روانجام بده توهم میتونی انجام بدی اگرهیچ کس نمیتونه انجام بده
توبایدانجام بدی 

تنهایی ؟

 

در جواب اینکه میپرسند هنوز تنهایی یا نه. باید گفت: خسته تر از آنم که دوباره خودم را به کسی یاد بدهم...!



مثل اون قدیما بگیرم تو آغوش
تو گوشم بخون که تو یادم فراموش
درسته نبودیم یه مدت رو باهم
نکرد چیزی تغییر میونه تو و من
هنوزم همون بود همون طرز لبخند
همون روسری و همون شال و دستبند
نه انگار که چیزی عوض کرده مارو
هنوزم همونیم ببین روزگارو
یه رنگ سفیدی نشسته رو موهات
هنوزم قشنگن واسم جفت چشمات
دوتا خط باریک کنار لباته
هنوزم تب عشق تو حال و هواته
یه لبخند کوتاه کنارش یکم غم
چقدر زود گذشتن همین چند قدم هم
مثل اینکه دیروز همو دیده بودیم
با همدیگه عشقو به اوجش رسوندیم
یه رنگ سفیدی نشسته رو موهات
هنوزم قشنگن واسم جفت چشمات
دوتا خط باریک کنار لباته
هنوزم تب عشق تو حال و هواته
یه لبخند کوتاه کنارش یکم غم
چقدر زود گذشتن همین چند قدم هم
مثل اینکه دیروز همو دیده بودیم
با همدیگه عشقو به اوجش رسوندیم