دختر: شما فقط سه روزه كه با من آشنا شديد؛ چی شد که یهو تصميم گرفتین با من ازدواج کنید؟
پسر: اختيار داريد؛ بنده حدود دو ساله که آبدارچی بانکی هستم كه پدرتان آنجا حساب دارد!